سديد الدين محمد عوفى

478

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بگوى . جوان از « 1 » حال دست‌تنگى « 2 » خود با مرد « 3 » ملاح « 4 » بگفت « 5 » . گفت : ترا بدان « 6 » كنار دجله برم و واثق باش كه خداى عزّ و جلّ درهاى فتوح بر تو بگشايد . چون « 7 » جوان را بدان طرف برد مسجدى بود و جماعتى از معاريف در آن مسجد بودند ، « 8 » جوان « 9 » در آن مسجد شد ، ساعتى بود ، قاضى بغداد با جمعى از ثقات و علما بيامدند و در مسجد بنشستند ، بعد از زمانى خادمى بيامد و ايشان را بطلبيد ، جوان « 10 » خود را در ميان ايشان انداخت ، و خود « 11 » سبب اجتماع « 12 » ايشان نكاحى بود « 13 » كه يكى از حراير « 14 » حرم را « 15 » با ديگرى « 16 » عقد خواستند بست « 17 » . چون آن « 18 » عقد « 19 » منعقد شد خادمان بيامدند و پيش هركس « 20 » از آن جماعت « 21 » طبقى « 22 » زر بنهادند و نافهء مشك بر سر آن طبق « 23 » نهاده و آن جوان را هيچ « 24 » كس ذكر نكرد « 25 » . پس خادمى آن حال را « 26 » در « 27 » خدمت امير المؤمنين عرضه داشت كه جوانى ديگر هست « 28 » در ميان ايمه و معاريف « 29 » كه او را از هديهء آن « 30 » عقد نصيبى نبوده است « 31 » . امير المؤمنين بفرمود كه « 32 » اسامى ايشان برجايى ثبت كرده بودند « 33 » ؟

--> ( 1 ) مپ 2 و مج - از ( 2 ) مج : تنگدستى ( 3 ) متن و مپ 2 - مرد ( 4 ) مج - مرد ملاح مج + ملاح ( 5 ) مج : بر آن ، مپ 2 : به ( 6 ) مپ 2 - چون ( 7 ) مج : او ( 8 ) مج - و جماعتى از . . . بودند ( 9 ) مج : آن جوان ( 10 ) متن و مپ 2 - در آن مسجد شد ساعتى . . . ايشان را بطلبيد جوان ( 11 ) متن : چون ، به ، مپ 2 : جوان به ( 12 ) متن و مپ 2 + با ( 13 ) متن و مپ 2 : به حرم امير المؤمنين در رفتند ( 14 ) متن و مپ 2 : حريمان ( 15 ) متن و مپ 2 - را ( 16 ) مج : به يكى ( 17 ) مج : عقد مىبستند ( 18 ) مپ 2 و مج - آن ( 19 ) مج : نكاح ( 20 ) مج : يك ( 21 ) مپ 2 - از آن جماعت ( 22 ) مپ 2 + از ( 23 ) مپ 2 - بر سر آن طبق ( 24 ) مج - هيچ ( 25 ) مج : نكرده بود ( 26 ) مج - آن حال را ( 27 ) مج : به ( 28 ) مج : است ( 29 ) مج : معازف ( 30 ) مج - آن ( 31 ) مپ 2 - آن حال را . . . نصيبى نبوده است ( 32 ) مپ 2 - بفرمود كه ( 33 ) مپ 2 : كرده بود